
:::...هر کجا هستم باشم . . . اسمان مال من است...:::
خدایا کاش ادم بودی تا میفهمیدی چی میگم
کاش میفمیدی عاجز بودن چقدر سخته
کاش میفهمیدی بخوایی چیزی بشه و نشه چقدر سخته
کاش انقدر قوی نبودی تا اه و ناله و عجز رو بفهمی
خدایا اگه بدونی چقدر بده از دست خودت خسته شی
چقدر بده از خودت و فکرخودت بدت بیاد
از کارای احمقانه و بچگانه
چقدر بده به خودت بگی برات متاسفم
چقدر بده از خودت خجالت بکشی
چقدر بده احساس حقارت کنی
اونم پیش خودت
اه ه ه ه ه ه ه
ولی اگه من جای تو بودم
چی میشد ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
ولی یه چیزی هست که فقط اون خوبه
خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تو دارم و تو چون خود نداری
همین برام بسه
دیگه نمیخوام خدا بشم

تو را من چشم در راهم شبا هنگام
که میگیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم.
شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.
گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛
تو را من چشم در راهم
نیما یوشیج

عشق يعني ذكر ناموس خدا
يا علي گفتن به زير دست و پا
فاطمه يا فاطمه يا فاطمه
فاطمه يا فاطمه يا فاطمه
فاطمه يا فاطمه يا فاطمه
عشق يعني انقلاب فاطمه
از كبودي چشم خواب فاطمه
عشق يعني عشق ناب فاطمه
بيت الاحزان خراب فاطمه
عشق يعني صحبت بي واهمه
حيدر در بند پيش فاطمه
آنكه خود مرد دلير جنگ بود
دستگير فرقه اي صد رنگ بود
عشق يعني غسل زير پيرهن
دست بيرون كردن از زير كفن
عشق يعني صبر در هنگام خشم
عشق يعني جاي سيلي روي چشم
عشق يعني قلب چون آيينه اي
جاي ميخ در به روي سينه اي
عشق يعني انتظار منتظر
سينه اي مجروح از مسمار در
عشق يعني گريه هاي حيدري
دختري دنبال نعش مادري
عشق يعني طاعت جان آفرين
رد خون سينه بر روي زمين
دنبال حيدر مي دويد
از سينه اش خون مي چكيد
شكر خدا زينب نديد
زهرا يا زهرا
اي عشق، اي ترنم نامت ترانه ها
معشوق آشناي همه عاشقانه ها
اي معني جمال به هر صورتي كه هست
مضمون و محتواي تمام ترانه ها
با هر نسيم ،دست تكان مي دهد گلي
هر نامه اي ز نام تو دارد نشانه ها
هر كس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شكوفه ،خوشه گندم به دانه ها
شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز
دريا به موج و موج به ريگ كرانه ها
باران قصيده اي است تر و تازه و روان
آتش ترانه اي به زبان زبانه ها
اما مرا زبان غزلخواني تو نيست
شبنم چگونه دم زند از بي كرانه ها
كوچه به كوچه سر زده ام كو به كوي تو
چون حلقه در به در زده ام سر به خانه ها
يك لحظه از نگاه تو كافي است تا دلم
سودا كند دمي به همه جاودانه ها
قيصر امينپور

بین همه ی تیمهای دنیا
بین همه ی تیمهای دنیا
عشق است استقلال
عشق است استقلال

قهرمانی دلاوران ابی پوش رو به همتون تبریک میگم
ببخشید که چند روز تا خیر داشت
این اس اس منه دوستش دارم خیلی زیاد
قهرمانی به تیم من خیلی میاد خیلی میاد

چقدر قشنگ بود
من بودم و من
همه چیز هم عالی بود
آسمان آبی بود آبی . . آبی
پرندها دو به دو با هم بودن
خوشحال و سر حال
ولی یک دفعه نمیدونم چی شد
چی شد که آسمون دلش گرفت
ناراحت شد ناراحت ناراحت
سیاه شد سیاه حتی از شب هم سیاه تر
پرنده ها هم یا دق کردن مردن یا رفتن
نه آسمان آبی بود نه پرنده ها با هم بودن
یهو یه نوری اومد
یه نور بین اون همه تاریکی
چشامامو که باز کردم دیدم یه فرشته خیلی زیبا اون جا هست
همونجا کنار ساحل دلم
یه فرشته ای که من دعوتش نکردم
ولی میخوام پیشم بمونه برای همیشه
گفتم فرشته خانوم پیش من میمونی
گفت نه؟
گفتم اخه چرا؟
میدونم که اندازه تو زیبا نیستم ولی میخوام مال من بشی
گفت واقعا ؟ ؟ ؟
گفتم اره اره حتما تو رو میخوام
گفت برای چی ؟
گفتم عاشقت شدم
گفت مطمئنی ؟ ؟ ؟
گفتم اره من فقط تو رو میخوام
گفت دیدی عاشقم نشدی؟
گفتم چه طور؟ ؟ ؟
گفت تو عشق که من نداریم
فوری پریدم بین حرفش گفتم میدونم تو عشق فقط ما هست
گفت نه دیگه دیدی عاشق نیستی تو عشق نه من هست نه ما تو عشق فقط تو هست فقط
تو باید عشقت رو از خدا بخوایی
منم دیدم که راست میگه
بهش گفتم خوب پس تو هیج جا نرو من میرم
تو همینجا بمون منم میرم تو ر از خدا بگیرم
گفت حالا شد
همینجا کنار این ساحل منتظرم تا بیایی
میدونم انتظار خیلی سخته ولی مطمئنا که میایی
گفتم از کجا ؟ ؟ ؟
گفت من به صداقت عشق ایمان دارم
منم رفتم
رفتم
رفتم تا بیام
بیام که تا نه من تا نه ما بیام تا او بشم![]()
![]()